بیست گفتار - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢١٢
در شداید فرو میبرد ، به میان شداید میاندازد . چرا ؟ برای اینکه راه بیرون شدن از شداید ، راه شناوری در دریای گرفتاری را یاد بگیرد . جز این راهی نیست ، لطف و محبت خداست که با مواجه ساختن بنده با مشکلات ، وسیله آموختن فن شناوری در دریای حوادث و سالم بیرون آمدن از میان آنها را فراهم میکند . پس قطعا این علامت لطف و محبت است . درباره بعضی از پرندگان مینویسند وقتی که جوجه آنها پر در میآورد برای اینکه حیوان به جوجه خود فن پرواز را یاد بدهد او را با خود از آشیانه بیرون میآورد و در فضا بالا میبرد و آنگاه او را رها میسازد . جوجه مدتی تلاش میکند و پرپر میزند تا خسته میشود . همینکه در اثر خستگی میخواهد به زمین بیفتد مادرش او را روی بال خود میگیرد و پس از لحظهای دو مرتبه او را از اوج بلندی رها میکند . باز مدتی این حیوان تلاش میکند ، پایین و بالا میرود و خود را خسته میکند . همینکه کاملا خسته شد ما در دو مرتبه او را میگیرد و روی بال مینشاند و به همین ترتیب چند بار عمل میکند تا فرزندش عملا بر پرواز کردن مسلط گردد . این اصل طبیعی فطری باید در تربیت فرزند آدم مورد استفاده قرار بگیرد ، طفل از اول باید با کار و زحمت و سختی و شدت آشنا باشد . اما اشرف مخلوقات غالبا بر خلاف این عمل میکند ، طبقه متمکن به خیال اینکه کار فقط به خاطر فقر است از کار و زحمت پرهیز میکنند و فرزند خود را یک بیچاره مفلوک ضعیف بار میآورند . ژان ژاک روسو در کتاب امیل درباره این گونه تربیتها میگوید : " اگر مردم تا آخر عمر در کشوری که متولد شده بودند